ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
291
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بر آنان سرورى فروشد . در اين هنگام فرنگان دل بر هلاك نهاده از شهر بيرون آمده بر لشكر مسلمانان زدند و مسلمانان بىهيچ نبردى روى به گريز نهادند . اين گريز بدان گونه نامترقب بود كه فرنگان پنداشتند حيلهء جنگى است و از تعقيب ايشان باز ايستادند . در اين روز هزارها تن از مسلمانان به شهادت رسيدند . و اللّه تعالى اعلم . استيلاى فرنگان بر معرة النعمان چون فرنگان را اين پيروزى و مسلمانان را چنان شكستى حاصل شد ، فرنگان به طمع ديگر بلاد افتادند و لشكر به معرة النعمان بردند و شهر را محاصره نمودند و نبردى سخت آغاز نهادند تا آنجا كه مردم از نبرد عاجز شده به خانهها پناه بردند و باروها را رها كردند . فرنگان باروها را گرفتند و به شهر در آمدند و سه روز كشتار و تاراج كردند و چهل روز در آنجا مقام نمودند و از آنجا به عرقه [ 1 ] رفتند . عرقه را چهار ماه محاصره كردند و شهر همچنان پايدارى مىكرد . منقذ [ 2 ] صاحب شيزر با آنان مصالحه كرد و فرنگان رهسپار حمص شدند . حمص را محاصره كردند . جناح الدوله نيز با آنان مصالحه نمود . آنگاه لشكر به عكا بردند . مردم عكا نيز سخت پايدارى كردند . بيت المقدس از آن تاج الدوله تتش سلجوقى بود آن را به سكمان بن ارتق از تركمانان به اقطاع داده بود . چون واقعهء انطاكيه رخ داد ، مردم مصر طمع در بيت المقدس بستند . الافضل بن بدر الجمالى كه بر دولت علويان مصر تسلط داشت لشكر بدان ديار كشيد . سكمان و ايلغازى پسران ارتق و پسر عمشان سونج [ 3 ] و پسر برادرشان ياقوتى در آنجا بودند . مصريان چهل و اند روز شهر را محاصره نمودند و براى فرو كوفتن آن بيش از چهل منجنيق برپا كردند . عاقبت مردم امان خواستند و در سال 491 شهر به دست آنان افتاد . الافضل با سكمان و ايلغازى و ياران آنان نيكى كرد و ايشان را به دمشق فرستاد و آنان از فرات گذشتند . سكمان در رها ماند و ايلغازى به عراق رفت . الافضل افتخار الدوله را به نيابت خويش در بيت المقدس نهاد . افتخار الدوله پيش از اين در دمشق بود . فرنگان پس از عكا به بيت المقدس آمدند . شهر چهل روز در محاصره مقاومت كرد . عاقبت فرنگان از چند جانب به شهر حمله كردند و در آخر ماه شعبان سال 492 از جانب شمال به شهر در آمدند و يك هفته در آن درنگ كردند و كشتار و تاراج نمودند . برخى از مسلمانان به محراب داود پناه بردند و سه روز در آنجا نبرد كردند تا عاقبت امان خواستند و به عسقلان رفتند . شمار كشتگان را از علما و عباد و زهاد و مجاورين در مسجد بيش از هفتاد هزار نوشتهاند . قنديلهاى نقره را كه در مسجد صخره آويزان بود فرود آوردند . چهل قنديل بود و
--> [ ( 1 ) ] متن : غزه . [ ( 2 ) ] متن : ابن منقذ . [ ( 3 ) ] متن : وع .